Chapter 53

اگر ذره‌ای خرد داشتم

使我介然有知,行于大道,唯施是畏。
大道甚夷,而民好径。朝甚除,田甚芜,仓甚虚,服文彩,带利剑,厌饮食,财货有余,是谓盗夸。非道也哉!
اگر ذره‌ای خرد داشته باشم و در راهِ بزرگ راه بروم، تنها چیزی که از آن می‌ترسم، افتادن در راه‌های کج است.\n\nراهِ بزرگ بسیار هموار است، اما مردم راه‌های میان‌بُر را دوست دارند. دربارها آراسته‌اند، اما مزارع خراب و بورند. انبارها خالی‌اند، اما لباس‌های زیبا می‌پوشند و شمشیرهای تیز به کمر دارند. از خوراک سیر شده‌اند و ثروتِ زیادی انبار کرده‌اند — این را می‌گویند: دزدیِ سرمستی. چه نااه baselines!

تأمل عمیق

این فصل درباره چه چیزی است؟

این فصل هشدار می‌دهد که اگرچه راهِ درست هموار و آشکار است، اما مردم اغلب راه‌های کوتاه و ظاهری را انتخاب می‌کنند. نشانه‌های این گمراهی چیست؟ ظاهر آراسته در برابر واقعیت خالی — ثروت و نما بر پایه‌ی ستم.

چه ارتباطی با من دارد؟

من هم گاهی در تله‌ی ظاهرها می‌افتم — موفقیتِ بیرونی را با خوشبختیِ واقعی اشتباه می‌گیرم. این فصل مرا وا می‌دارد که بررسی کنم آیا زندگی‌ام ریشه در راهِ درست دارد یا در appearances.

امروز چه کاری انجام دهم؟

امروز از خود خواهم پرسید: آیا آنچه دارم از راهِ درست است یا از میان‌بُر؟ اگر چیزی هست که ظاهرش خوب اما باطنش خالی است، آن را رها خواهم کرد.

فصل‌های مرتبط

تأمل من

What does this chapter inspire in you? How will you apply it?

Ask Laotzu About This Chapter Full chat →