Chapter 52

جهان آغازی دارد

天下有始,以为天下母。既得其母,以知其子;既知其子,复守其母,没身不殆。
塞其兑,闭其门,终身不勤。开其兑,济其事,终身不救。
见小曰明,守柔曰强。用其光,复归其明,无遗身殃,是为习常。
جهان آغازی دارد، آن را مادر جهان بدان. چون مادر را یافتی، فرزندان را بشناسی؛ و چون فرزندان را شناختی، بازگرد و مادر را نگهبان باش، که تا پایان عمر، هیچ خطری نخواهد بود.\n\nسوراخ‌ها را ببند، و درها را بر بند، که تا پایان عمر، رنجی نخواهی دید. اگر سوراخ‌ها را بگشایی و کارها را بیارایی، تا پایان عمر، نجاتی نخواهد بود.\n\nدیدنِ چیزِ کوچک را روشنی نامند. نگهبانیِ نرمی را نیرو نامند. از نورش بهره ببر، و به روشنی‌اش بازگرد، که هیچ بلایی به تنت نرسد — و این را نامند: تمرینِ راهِ ابدی.

تأمل عمیق

این فصل درباره چه چیزی است؟

این فصل می‌گوید که جهان آغازی دارد — چیزی که مادر همه چیزهاست. وقتی به این اصل اولیه دست یابیم، می‌توانیم همه چیزهای دیگر را بشناسیم. اما مهم‌تر این است که پس از شناخت، باید به آن مادر بازگردیم و آن را نگهبان باشیم. رازِ نجات در بستنِ حواس و دوری از مشغولیات است، نه در گشودنِ آن‌ها.

چه ارتباطی با من دارد؟

در زندگی‌ام، اغلب در تاریکیِ جستجو میان چیزهای بی‌شمار گم می‌شوم و فراموش می‌کنم که به سرچشمه بازگردم. این فصل به من یادآوری می‌کند که آرامش واقعی در شناختِ اصل و پایبندی به آن است، نه در انباشتنِ تجربه‌ها.

امروز چه کاری انجام دهم؟

امروز مدتی را در سکوت خواهم نشست، چشمانم را خواهم بست و به آغازِ همه چیز فکر خواهم کرد. از خود خواهم پرسید: ریشه و سرچشمه‌ای که از آن آمده‌ام کجاست؟

فصل‌های مرتبط

تأمل من

What does this chapter inspire in you? How will you apply it?

Ask Laotzu About This Chapter Full chat →