دانستنِ اینکه نمیدانی برترین است، ندانستن در حالی که باید بدانی آفت و بیماری است. تنها از راه شناختنِ آفتها به مثابه آفت است که میتوان از آفت بودن در امان ماند. شخص فرزانه دچار آفت نمیشود، زیرا آفتها را به عنوان آفت میشناسد و از آنها دوری میجوید، از این رو دچار آفت نمیگردد.
تأمل عمیق
این فصل درباره چه چیزی است؟
این فصل درباره ارزش فروتنی در دانش است. وقتی کسی میداند که نمیداند، این نشانه خردمندی و برتری است. اما کسی که ادعا میکند همه چیز را میداند در حالی که در واقع نمیداند، دچار توهم و خودفریبی است که بیماری روحی محسوب میشود. تنها کسی که بیماریها و آفتهای روحی خود را بشناسد و آنها را به عنوان بیماری بداند، میتواند از آنها رهایی یابد. شخص فرزانه از این آفتها رنج نمیبرد زیرا آنها را میشناسد و با آگاهی از آنها دوری میجوید.
چه ارتباطی با من دارد؟
این فصل مرا به فروتنی دعوت میکند. من باید بپذیرم که نمیدانم و این پذیرش نشانه قدرت است نه ضعف. همچنین باید بیماریها و کاستیهای روحی خود را بشناسم تا بتوانم آنها را درمان کنم.
امروز چه کاری انجام دهم؟
امروز یک چیز جدید یاد میگیرم که قبلاً نمیدانستم و این نادانی را با شادی و شکرگزاری میپذیرم. همچنین سعی میکنم نقاط ضعف و آفتهای خود را بشناسم و آنها را درمان کنم.
To know and yet (think) we do not know is the highest (attainment); not to know (and yet think) we do know is a disease. It is simply by being pained at (the thought of) having this disease that we are preserved from it. The sage has not the disease.
AI Modern
دانستنِ اینکه نمیدانی برترین است، ندانستن در حالی که باید بدانی آفت و بیماری است. تنها از راه شناختنِ آفتها به مثابه آفت است که میتوان از آفت بودن در امان ماند. شخص فرزانه دچار آفت نمیشود، زیرا آفتها را به عنوان آفت میشناسد و از آنها دوری میجوید، از این رو دچار آفت نمیگردد.
تأمل من
What does this chapter inspire in you? How will you apply it?