سخنان من بسیار به آسانی دریافتنی و بسیار به آسانی عمل کردنی است. اما جهان نمیتواند آن را بشناسد و نمیتواند آن را به کار بندد. سخنها ریشه و اصلی دارند و کارها صاحب و سروری. تنها به سبب نادانی است که مردم مرا نمیشناسند. کسانی که مرا میشناسند اندکاند و پیروان من گرامی و باارزشند. از این رو، شخص فرزانه لباس درشت و خشن بر تن میکند اما سنگ یشم گرانبها در آغوش دارد.
تأمل عمیق
این فصل درباره چه چیزی است؟
این فصل میگوید که آموزههای من بسیار ساده و آسان برای فهم هستند، اما مردم جهان از درک و عمل به آنها ناتوانند. سخنان من ریشه و اصالتی دارد و کارهایم صاحب و سرچشمهای. مردم به دلیل نادانی نمیتوانند مرا بشناسند. آنانی که مرا درک میکنند نادرند و شایستگان میتوانند به آنان دست یابند. شخص فرزانه همانند سنگ یشم پنهان است - ظاهری ساده اما درونی ارزشمند.
چه ارتباطی با من دارد؟
این فصل به من میآموزد که گاهی زندگی واقعی و ارزشهای عمیق من ممکن است توسط دیگران دیده نشود. این نباید مرا ناامید کند بلکه باید همچون سنگ یشم درونی، ارزشهایم را حفظ کنم حتی اگر ظاهرم ساده باشد.
امروز چه کاری انجام دهم؟
امروز ارزشهای درونیام را پرورش میدهم، حتی اگر دیگران آنها را نبینند. به جای تلاش برای جلب توجه، بر کیفیت درونی تمرکز میکنم.
My words are very easy to know, and very easy to practise; but there is no one in the world who is able to know and able to practise them. They who know me are few, and I am on that account (the more) to be prized. It is thus that the sage wears (a poor garb of) hair cloth, while he carries his (signet of) jade in his bosom.
AI Modern
سخنان من بسیار به آسانی دریافتنی و بسیار به آسانی عمل کردنی است. اما جهان نمیتواند آن را بشناسد و نمیتواند آن را به کار بندد. سخنها ریشه و اصلی دارند و کارها صاحب و سروری. تنها به سبب نادانی است که مردم مرا نمیشناسند. کسانی که مرا میشناسند اندکاند و پیروان من گرامی و باارزشند. از این رو، شخص فرزانه لباس درشت و خشن بر تن میکند اما سنگ یشم گرانبها در آغوش دارد.
تأمل من
What does this chapter inspire in you? How will you apply it?