Chapter 11
سی پره با یک توپی
Original
三十辐共一毂,当其无,有车之用。
埏埴以为器,当其无,有器之用。
凿户牖以为室,当其无,有室之用。
故有之以为利,无之以为用。
埏埴以为器,当其无,有器之用。
凿户牖以为室,当其无,有室之用。
故有之以为利,无之以为用。
ترجمه
سی پره به یک توپی میپیوندند؛ از آن رو که تهی است، کارکرد چرخ را دارد. گِل را به کوزه شکل دهند؛ از آن رو که تهی است، کارکرد کوزه را دارد. در و دیوار و پنجره را برای خانه بسازند؛ از آن رو که تهی است، کارکرد خانه را دارد.
از این رو، داشتن چیزها مایهی سود است، اما نبودن آنهاست که مایهی کاربرد واقعی.
از این رو، داشتن چیزها مایهی سود است، اما نبودن آنهاست که مایهی کاربرد واقعی.
تأمل عمیق
این فصل درباره چه چیزی است؟
این فصل با زیبایی نشان میدهد که چیزهای تهی — فضای خالی درون چرخ، کوزه، و خانه — همانهایی هستند که به آنها کارکرد میبخشند. مثال روشن است: خودِ ماده بدون فضای خالیاش بیفایده است. قدرت در «هیچ» است، نه در «چیزها».
چه ارتباطی با من دارد؟
من همیشه به «داشتن» چیزها اهمیت میدهم — پول، مقام، امکانات. اما این فصل به من میگوید که ارزش واقعی در آن تهیناکی است که درون این داشتهها پنهان است. خالی بودن، نیستی نیست — بلکه امکانی تازه است.
امروز چه کاری انجام دهم؟
امروز یک گوشه از خانه یا میز کار خود را خالی کنید. این کار ساده را انجام دهید و توجه کنید که این خالیبودن چگونه حسی از آرامش و امکان تازه به شما میبخشد.
فصلهای مرتبط
تأمل من
What does this chapter inspire in you? How will you apply it?