Chapter 47

بی آن که از در بیرون روی

不出户,知天下;不窥牖,见天道。其出弥远,其知弥少。
是以圣人不行而知,不见而名,不为而成。
بی آن که از در خانه بیرون روی، جهان را بدان. بی آن که از پنجره بنگری، راه آسمان را ببین. هر چه بیشتر به دور بروی، کمتر بدانی. از این رو، شخص فرزانه بی آن که راه رود، می‌داند؛ بی آن که بنگرد، نام می‌نهد؛ و بی آن که کوشش کند، به کمال می‌رسد.

تأمل عمیق

این فصل درباره چه چیزی است؟

این فصل می‌گوید که دانای واقعی نیازی به سفرهای دور ندارد. او می‌تواند با نگاه به درون خود، رازهای جهان و راه آسمان را درک کند. برعکس، هر چه آدمی بیشتر در جهان بگردد و بیشتر دنبال دانش ظاهری باشد، کمتر حقیقت را می‌فهمد. شخص فرزانه به جای جستجوی بیرونی، به درون می‌نگرد و در سکوت درونی به خودآگاهی می‌رسد.

چه ارتباطی با من دارد؟

من همیشه فکر می‌کردم که باید سفر کنم، کتاب‌های بیشتری بخوانم، تجربه‌های بیشتری کسب کنم تا بفهمم زندگی چیست. اما این فصل مرا به تأمل وا می‌دارد. شاید تمام حقیقتی که جستجو می‌کنم، درون من پنهان است و من با سرکشی به بیرون، از آن غافل مانده‌ام. گاهی احساس می‌کنم که هر چه بیشتر می‌دانم، بیشتر در confused و سردرگمی فرو می‌روم.

امروز چه کاری انجام دهم؟

امروز یک ساعت از وقت خود را به سکوت و نشستن در جایی آرام اختصاص بدهم، بدون تلفن، بدون کتاب، بدون هیچ کوششی. فقط بنشینم و به نفس‌های خود گوش بدهم. ببینم چه افکاری از درون من برمی‌خیزند و چه آرامشی در این سکوت پیدا می‌کنم. این تمرین ساده ممکن است مرا به خودآگاهی عمیق‌تری برساند.

فصل‌های مرتبط

تأمل من

What does this chapter inspire in you? How will you apply it?

Ask Laotzu About This Chapter Full chat →