فصل 1

راهی که می‌توان گفت

道可道,非常道;名可名,非常名。
无名天地之始,有名万物之母。
故常无欲,以观其妙;常有欲,以观其徼。
此两者同出而异名,同谓之玄。玄之又玄,众妙之门。
راهی که می‌توان گفت، راه جاودان نیست.
نامی که می‌توان نامید، نام جاودان نیست.
بی‌نام، سرآغاز آسمان و زمین است.
با نام، مادر همه چیزها.
پس، همواره بی‌آرزو، شگفتی آن را بنگر.
همواره با آرزو، مرزهای آن را بنگر.
این دو، یکسان برآیند، اما نام‌های گوناگون دارند.
آن‌ها را ژرفا می‌نامند.
ژرفای دگر ژرفا، دروازه همه شگفتی‌ها.

تعمق ژرف

این فصل درباره چیست؟

این فصل می‌گوید که حقیقت نهایی و راه (تائو) با کلمات قابل توصیف نیست. هر آنچه نامیده شود، محدود و گذراست. از طریق بی‌آرزویی می‌توان جوهر پنهان جهان را دید، و با آرزو، جلوه‌های ظاهری آن را. این دو جنبه از یک منشأ سرچشمه می‌گیرند و در ژرفای خود، به اسرار همه چیز راه می‌برند.

این چه ربطی به من دارد؟

در زندگی روزمره، من اغلب به دنبال تعریف و نام‌گذاری برای همه چیز هستم، اما این فصل به من یادآوری می‌کند که بسیاری از تجربیات عمیق و معنوی فراتر از کلمات هستند. آرامش در پذیرش ناشناخته‌ها و رها کردن نیاز به کنترل و توضیح همه چیز نهفته است.

امروز چه باید بکنم؟

امروز، پنج دقیقه در سکوت بنشین و بدون قضاوت یا برچسب‌زنی، به یک پدیده ساده مثل نفس کشیدن یا صدای باد توجه کن. بگذار که شگفتی آن بدون تعریف، تو را لمس کند.

فصل‌های مرتبط

تعمق من

این فصل چه الهامی به شما می‌دهد؟ چگونه آن را به کار خواهید بست؟

از لائوتسه درباره این فصل بپرس گفتگوی تمام‌صفحه →